بعضی آدمها فکر میکنند بعد از تمام شدن یک رابطه، باید همهچیز آرام شود.
اما گاهی برعکس اتفاق میافتد.
رابطه تمام شده، ارتباط قطع شده، حتی شاید آدم منطقی بداند که جدا شدن تصمیم درستی بوده — اما بدن هنوز بیقرار است، خوابش بههم ریخته، مدام منتظر پیام است، یا انگار نمیتواند از حالت آمادهباش خارج شود.
جدایی فقط یک اتفاق ذهنی نیست.
وقتی مدت زیادی با کسی در ارتباط بودهایم، فقط ذهن درگیر رابطه نمیشود. بدن هم به صدا، حضور، تنش، آشتی، دوری و نزدیکی، و حتی اضطرابهای آن رابطه عادت میکند.
برای همین بعد از جدایی، سیستم عصبی ممکن است مدتی هنوز همان الگوها را تکرار کند.
چرا بدن مدام میخواهد برگردد؟
خیلی وقتها آدم فکر میکند: «پس هنوز دوستش دارم.» اما همیشه فقط عشق نیست. گاهی بدن دنبال آشنایی، پایان دادن به چرخه ناتمام، یا فرار از احساس خلأ و رهاشدگی است.
حتی رابطههای آسیبزننده هم میتوانند برای سیستم عصبی «آشنا» شوند. و بدن، آشنایی را با امنیت اشتباه بگیرد.
چه چیزی کمک میکند؟
معمولاً فشار آوردن به خود، سرزنش، یا تلاش برای «سریع خوب شدن» کمکی نمیکند.
چیزی که کمک میکند، برگشتن آرام به بدن است: خواب، ریتم، حرکت، حمایت، و توانایی ماندن کنار احساسات بدون غرق شدن در آنها.
آرام شدن بدن، برای خیلی آدمها شبیه روشن و خاموش کردن یک دکمه نیست. بیشتر شبیه روندی است که بدن کمکم دوباره یاد میگیرد: «الان شاید دیگر لازم نباشد همیشه در حالت هشدار بمانم.»
اگر این مطلب با شما همراه شد، شاید وقتش باشد یک قدم بیشتر برداریم.
شروع مشاوره







