صحرا تجسم
چرا از رابطه سمی خارج نمی‌شویم؟

BLOG

چرا از رابطه سمی خارج نمی‌شویم؟

۱ دقیقه مطالعه

خیلی از آدم‌ها بعد از تمام شدن یک رابطه سمی، از خودشان می‌پرسند: «اگر این رابطه این‌قدر آسیب‌زننده بود، چرا این‌همه ماندگار شدم؟»

و معمولاً اولین جوابی که به خودشان می‌دهند این است: «من ضعیف بودم»، «وابسته‌ام»، «اعتمادبه‌نفس ندارم».

اما واقعیت اغلب پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

رابطه سمی همیشه از اول ترسناک نیست.

بعضی رابطه‌ها با توجه زیاد، صمیمیت، نجات دادن، یا احساس خاص بودن شروع می‌شوند. برای همین بدن و ذهن، آرام‌آرام به آن فضا وابسته می‌شوند؛ حتی اگر بعدها همان رابطه تبدیل به منبع اضطراب، بی‌ثباتی یا فرسودگی شود.

بدن گاهی زودتر از ذهن متوجه می‌شود.

خیلی وقت‌ها قبل از اینکه آدم بتواند بگوید «این رابطه برای من امن نیست»، بدن شروع می‌کند به واکنش نشان دادن: اضطراب، بی‌خوابی، جمع شدن در سینه یا شکم، خستگی مداوم، یا احساس راه رفتن روی لبه.

اما چون ذهن هنوز امیدوار است، آدم ممکن است مدت‌ها این نشانه‌ها را نادیده بگیرد.

بیرون آمدن فقط یک تصمیم منطقی نیست.

خیلی‌ها فکر می‌کنند: «اگر بد است، پس فقط باید تمامش کنم.» اما وقتی بدن برای مدت طولانی در یک رابطه فرساینده زندگی کرده باشد، خروج از آن فقط یک تصمیم ذهنی نیست.

اولین قدم همیشه «ترک فوری» نیست. گاهی اولین قدم این است که آدم بتواند بدون انکار، واقعاً ببیند چه چیزی در رابطه و بدنش در حال رخ دادن است.

وقتی آدم کم‌کم دوباره با احساس امنیت، مرزها و واکنش‌های بدنش ارتباط می‌گیرد، تصمیم‌گیری هم آرام‌آرام شکل دیگری پیدا می‌کند.

اگر این مطلب با شما همراه شد، شاید وقتش باشد یک قدم بیشتر برداریم.

شروع مشاوره