بعضی تغییرها در آدمها، اولش اصلاً شبیه «آرام شدن» نیست.
گاهی فقط شکل بههمریختگی عوض میشود.
مدتی با کسی کار میکردم که بعد از هر دعوا، تقریباً فوری وارد رابطه دیگه، یا آشتی دوباره میشد. تحمل فاصله، ابهام، یا رها شدن برایش خیلی سخت بود.
سیستمش انگار فقط یک پیام داشت: «نذار این رابطه قطع بشه.»
بعدتر، رفتارهای تکانهای هنوز وجود داشت، اما شکلشان کمکم فرق کرد.
مثلاً به جای اینکه فوری برگردد داخل رابطه جدید، گاهی خشمش را از مسیرهای دیگری خالی میکرد: کنترل، پیگیری، یا تلاش برای ضربه زدن به تصویر طرف مقابل.
واضح بود که هنوز سیستمعصبی تنظیم نشده. هنوز درد، شرم، و آشفتگی وجود داشت.
اما چیزی زیر این رفتارها در حال تغییر بود: سیستم دیگر فقط در حالت «لطفاً ترکم نکن» نبود. خشم هم کمکم قابلدسترسیتر شده بود.
و این نکته مهمیست که گاهی در مسیر درمان فراموش میشود: تغییر همیشه مستقیم، تمیز، و آرام نیست.
بعضی وقتها آدمها، قبل از اینکه بتوانند واقعاً آرام شوند، اول باید از حالت فروپاشی کامل، به جایی برسند که حداقل بتوانند: • خشم را حس کنند، • فاصله را تحمل کنند، • یا بدون چسبیدن فوری، • چند لحظه جدا بمانند.
این به معنی سالم شدن کامل رفتارها نیست. اما گاهی نشانه این است که سیستم عصبی، دیگر فقط یک راه برای بقا ندارد.
اگر این مطلب با شما همراه شد، شاید وقتش باشد یک قدم بیشتر برداریم.
شروع مشاوره






